<borujen>
Borujen is the roof of Iran, sometimes especially in the winter its temperature reaches to-25 celsius, although it is cool enough in the summer. So you must go there in the summer. Siahsard Spring, Choghakhor Lake, and Sabz-e kooh Mountains are of great imporance for new tourists. It is well known because of its scienists, and people's intelligence; The President Khatami have called this city "Small Greece". Gaz is a good gift taken from this city by tourists. It is a nice sweet
.............................................................................................

<<سد چغاخور>>
بروجن دومین شهر استان چهارمحال و بختیاری و "بام ایران" با ۲۲۲۵ متر ارتفاع از سطح دریا
می باشد.قدمت آن بنا بر گفته ها به ده هزار سال پیش می رسد. دارای آب و هوای خنک و دلنشین
در تابستان و زمستانی سرد که دما در زمستان به ۳۶ - هم می رسد. مراکز تفریحی و زیارتی آن عبارتند از:
۱ـ چشمه ی سیاسرد ۲ـ امامزاده حمزه علی(ع) ۳ـ تالاب بین المللی چغاخور
۴ـ کوه کلار و سبزکوه ۵ـ باغ خان ۶ـ زیارتگاه مادر دختر
۷ـ تالاب گندمان ۸ـ چشمه آب سفید(دارای سبک ترین آب معدنی جهان)و...
در ضمن چشمه ها و باغستان های اطراف منطقه مشتاقان طبیعت را در ایام تعطیل به سوی خود می کشد.
گز بلداجی که به عنوان بهترین گز ایران شناخته شده و به خارج از کشور هم صادر می شود از سوغات شهر بلداجی (از توابع بروجن) می باشد.
اگر تاريخ ما افسانهرنگ است؛
من اين افسانهها را دوست دارم.
نواي ناي ما گر جانگداز است؛
من اين ناي و نوا را دوست دارم.
اگر آب و هوايش دلنشين نيست؛
من اين آب و هوا را دوست دارم.
به شوق خارِ صحراهاي خشکش،
من اين فرسوده پا را دوست دارم.
من اين دلکش زمين را خواهم از جان
من اين روشنسما را دوست دارم.
اگر بر من ز ايراني رود زور،
من اين زورآزما را دوست دارم.
اگر آلودهدامانيد، اگر پاک!
من اي مردم، شما را دوست دارم.
دنباله در ادامه...
ياد ايامي که در گلشن فغان داشتم در ميان لاله و گل آشياني داشتم
گرد آن شمع طرب مي سوختم پروانه وار پاي آن سرو روان اشک رواني داشتم
آتشم بر جان ولي از شکوه لب خاموش بود عشق را از اشک حسرت ترجماني داشتم
چون سرشک از شوق بودم خاکبوس در گهي چون غبار از شکر سر بر آستاني داشتم
در خزان با سرو و نسرينم بهاري تازه بود در زمين با ماه و پروين آسماني داشتم
درد بي عشق زجانم برده طاقت ورنه من داشتم آرام تا آرام جاني داشتم
بلبل طبعم «رهي» باشد زتنهايي خموش نغمه ها بودي مرا تا هم زباني داشتم
نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد.
نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت.
ولی بسيار مشتاقم که از خاک گلويم سوتکی سازد
گلويم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازيگوش
و او يکريز و پی درپی دم گرم و چموشش را درگلويم سخت بفشارد.
و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد
بدين سان بشکند
هر دم سکوت مرگبارم را...
<<دکتر علی شريعتی>>
بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم،
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم،
شوق دیدار تو لبریز از جام وجودم،
شدم آن ..........
اگر این ماهیان رنگـــی نبودند
در این تنگ به این تنگی نبودند
********
اگر همسایه ها همسایه بودند
حصــار خانــه ها سنگــی نبودند
هر کس مرتکب اشتباهی نشده ؛اکتشافی هم نکرده است.
گالیله
به سمت خورشید برو سایه ها پشت سرت قرار خواهند گرفت.
تالمود
خیلی دنبال یه کلام یا یه صحبت از مولامون آقا علی(ع)که صاحب نظرامون گفته باشن گشتم اما هیچ کودوم مانند توصیف علی(ع) از دید گاه دکتر شریعتی برام جالب نبود که میگه:
مگر با كلمات ميتوان از علي (ع) سخن گفت؟! بايد به سكوت گوش فراداد، تا از اوچهها ميگويد؟! چه او با علي (ع) آشناتر است...! علي (ع) خود محمد (ص) ديگري است، و شگفتتر آن كه: در سيماي علي (ع)،محمد (ص) را نمايانتر ميتوان ديد.
اما اینجا بود که شاید بیشتر از همه به دلم نشست دکتر هم در برابر علی(ع) کم میاره:
...هرگاه به علی(ع) می رسم قلمم می لرزد٬انسانی
که هست از آنگونه که باید باشد و نیست.

استاد محمد رضا شجريان در اول مهر 1319 شمسی برابر با 21 سپتامبر 1940 در شهر مشهد در خانداني که هنر از هر دو سو موروثي بود،(خاندان پدر صوت دلنشين و خاندان مادري خوشنويسي و موسيقي) ديده به جهان گشود.
محمد رضا اولين فرزند خانواده شان بود.
مهدي شجريان پدر محمد رضا ...
در کنج دلم عشق کسی خانه ندارد
کس جای درين خانه ويرانه ندارد
دل را به کف هر که دهم باز پس آرد
کس تاب نگهداری ديوانه ندارد
در بزم جهان جز دل حسرتکش ما نيست
آن شمع که می سوزد و پروانه ندارد
گفتم مه من از چه تو در دام نيفتـــــی؟
گفتا: چه کنم دام شما دانه ندارد
در انجمن عقل فروشا ن ننهم پای
ديوانه سر صحبت پروانه ندارد
تا چند کنی قصه ز اسکندرو دارا
در روزه عمــــــــــر اين همه افسانه ندارد
(پژمان بختياری)
مهندسي مكانيك ( در سطح كارشناسي):
در شروع آموزش مهندسي در ايران ، مهندسي مكانيك با برق يكي بود و «الكترومكانيك» ناميده ميشد. اما اين دو رشته حدود 45 سال پيش از هم جدا شدند و به مرور رشتههاي ديگري مانند مهندسي شيمي و مواد نيز از مهندسي مكانيك جدا شد و مهندسي مكانيك به عنوان رشته مهندسي مكانيك عمومي ارائه گرديد. ولي با پيشرفت صنعت و نياز صنايع به تخصصهاي مختلف در اين زمينه، از مهندسي مكانيك عمومي دو گرايش «طراحي جامدات» و «حرارت و سيالات» و بعد از آن «ساخت و توليد» بيرون آمد و بالاخره بايد به مهندسي دريا اشاره كرد كه هنوز در دانشگاه صنعتي شريف به عنوان يكي از گرايشهاي مهندسي مكانيك ارايه ميشود.
– گرايش مكانيك در طراحي جامدات
هدف تربيت آزمايشگاهي متخصصاني است كه بتوانند در مراكز توليد و كارخانهها اجزاء و مكانيزم ماشينآلات مختلف را طراحي كنند. دروس اين دوره شامل دروس نظري، آزمايشگاهي، كارگاه و پروژه و كارآموزي است. فارغالتحصيلان ميتوانند در كارخانجات مختلف نظير خودروسازي ، صنايع نفت، ذوب فلزات و صنايع غذايي و غيره مشغول شوند و براي اين دوره امكان ادامه تحصيل تا سطح كارشناسي ارشد و دكتري در داخل يا خارج از كشور وجود دارد. موفقيت داوطلبان به آگاهي آنها در دروس جبر و مثلثات، هندسه ، فيزيك و مكانيك همچنين آشنايي و تسلط آنان به زبان خارجي بستگي فراوان دارد. از جمله دروس اين دوره ميتوان دروس مقاومت مصالح، طراحي و ديناميك را نام برد. در اين رشته زمينه اشتغال و بازاركار خوب وجود دارد و مطالب ارائه شده در طول تحصيل براي دانشجويان محسوس و قابل لمس است.
اهل كاشانم روزگارم بد نيست.
تكه ناني دارم ، خرده هوشي، سر سوزن ذوقي.
مادري دارم ، بهتر از برگ درخت.
دوستاني ، بهتر از آب روان.
و خدايي كه در اين نزديكي است:
لاي اين شب بوها، پاي آن كاج بلند.
روي آگاهي آب، روي قانون گياه.
كاشان، قريه چنار، تابستان 1343